تبليغاتX
نام قالب : دخترونه رنگ زمينه : مشكی وزن قالب : سبك دختران تهران
وبلاگی زیادی جالب وخواندی
 

 

این وبلاگ هک شد

به او بگوئید در این http://www.mahdi2com.blogfa.com/

ویا  http://www.mahdi3com.blogfa.com/

نظر خصوصی بگذارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط نیوشا  | 

سير تکامل آقا پسرها


سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

چگونه دل پسرها رو ببريم - طنز


خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد:
البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه

حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه

در باب اداي جملات:
در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم………… ……… .ت)
اشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
”من به فلان چيز علاقه دارم” براي ”من” يك پلك و براي ”به فلان چيز علاقه دارم” ?عدد پلك بزنيد.
لفا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم

در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) …….. تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود

بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:26 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

کامپيوتر زن است يا مرد؟



استاد زبان فرانسه در مورد مذکر يا مونث بودن اسمها توضيح ميداد که پرسيد
کامپيوتر مذکر است يا مونث؟

کليه دانشجويان دختر جنس رايانه را به دلايل زير مرد اعلام کردند

وقتي به آن عادت مي کنيم گمان مي کنيم بدون آن قادر به انجام کاري نيستم
با آن که داده هاي زيادي دارند اما نادانند
قرار است مشکلات را حل کنند اما در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشانند
همين که پايبند يکي از آنها شديد متوجه ميشويد که اگر صبر کرده بوديد مورد بهتري از آن نصيبتان مي شد

کليه دانشجويان پسر به دلايل زير جنس رايانه را زن اعلام کردند

به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد
کسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي آورد
کوچکترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره مي کنند تا بعد ها تلافي کنند
همين که پايبند يکي از آنها شديد بايد تمام پول خود را صرف خريد لوازم جانبي آنها بکنيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

روش هاي درس خواندن پسر ها و دختر ها



دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

مشخصات يك پسر خوب از ديد افراد مختلف(طنز)


از ديد مامان بابا يه پسر خوب بايد

1-تلفن مشکوک نداشته باشه(در ضمن اين کلکا که اول مي ديد يه پسر صحبت کنه و اينام قديمي شده اصلا کلا اگه يه نفر چه دختر چه پسر به يه اقا پسر خوب زنگ بزنه يعني اقا پسره دوست دختر داره)

2-درس خون باشه(يه چيز تو مايه هاي بچه عقدس خانوم اينا باشه يعني از صبح تا شب درس بخونه .......در غير اين صورت دوست دختر داره که فکرش مشغوله شايدم معتاده)

3-پولکي نباشه (تا روزي 1000 تومن معقوله ولي از اون بيشتر يا دوست دختر داره يا معتاده)

4-سرشب خونه باشه (البته يه پسر خوب فقط واسه کتاب خونه بايد بيرون بره.........در بقيه شرايط حتما دوست دختر داره يا معتاده)

5-در شبانه روز فقط 3 ساعت بخوابه (در غير اين صورت هم معتاده هم دوست دختر داره)

6-در ضمن تو حمومم زياد لفطش نمي ده................

از ديد حراست دانشگاه:

1-بالاي 2 سانتي متر ريش داشته باشه(در غير اين صورت کافره)

2-پيراهنش رو شلوارش باشه (در غير اين صورت زيگوله)

3-عضو فعال بسيج باشه(در غير اين صورت دشمنه)

از ديد دخترا يه پسر خوب بايد:

1-سوار اسب باشه(اگه نباشه بي کلاسه........البته اسبه سفيد باشه بهتره)

2-عاشق اونا باشه (اگه نباشه که اسکوله)

3-پولدار باشه(اگه نباشه که خداييش به چه درد مي خوره؟هااااااا....اخه پسري که نتونه روزي 20000تومن خرج کنه که به درد جرز ديوار مي خوره .نه؟

4-هيچ دختري رو قبل از من نديده باشه(مگه مي شه؟)

5-سري بعد از يک ماه دوستي بياد خواستگاري(نياد که مخ زني بي فايدست)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:17 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 



?- بدبخت حسين دلت بسوزه همون دختري که به تو پا نميداد من رفتم شمارشو گرفتم

 

?- واي پسر ! اين دختره دانشجو که توي کلاس ماست رو ديدين عجب هيكلي  داره !

 

?- من بدجوري عاشقش شدم . اگه اين خوشکله با من دوست بشه من همه ي دوست دخترهام رو کنار ميگذارم .

 

?- ...ها !  حوصله مون سر رفت ! دو تا ...شعر بگين تا بخنديم !

 

?- يک سي دي توپسي گيرم اومده که خيي باحاله . جديدترين شوي جني فر لوپر و شکيراست .

 

?- بچه ها اين دختره رو ديدين که مانتو صورتي ميپوشه و يه عينک آفتابي هم ميزنه . وقتي هم که توي دانشگاه را ميره هيچکي رو تحويل نميگيره . بايد حالشو بگيريم  ....بهش!

 

?- ما اينيم ديگه بالاخره شماره رو داديم به دختره  فقط دنبال خونه خالي ميگرديم .

 

?- بچه ها من ميخونم شماها دست بزنيد ... توي کوچمون دختره قد بلنده ...

 

?- بر و بچ جاتون خالي امروز رفتيم کافي نت يه رومي رو به گند کشيديم
 
10-ديشب جاتون خالي.مامانم اينا نبودن يه غذاي توپ!!! درست كردم.
فقط يه كم زيادي رو گاز موند كه اونم مهم نيست.نميدونيد ته ديگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

دختر ها و پسر ها چگونه نيمرو درست مي کنند

دخترها

توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک
 
 
پسرها
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
2دقيقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستي رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن
توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوي بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي ذار براي آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
مندازن توي خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توي خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستي رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط نیوشا  | 

           

 

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط نیوشا  |